یک داستان آموزنده در مورد زمانی که از خداوند غافل میشویم

حضـرت موسی علی نبینـا و آله و علیـه السـلام دنـدان درد گرفـت و به خداونـد شکایت کـرد.

حق تعـالی به او دستـور داد که از فـلان گیاه استفـاده کند ؛ آن حضـرت چنان کـرد و دنـدان مبارکـش خوب شد.

بار دیگر دنـدان مـوسی علیـه السلام درد گـرفت و همان دوا را به کار بـرد ولی دندانش خـوب نشد! وی از خـدا دلیل این اتفاق را پرسیـد.

از جانب ذات الهی نـدا آمد : ای موسـی! دفعه قبل به امید ما رفتی اما این بار به امیـد گیاه رفتی و از ما غافل بودی…

نظر یا سوال شما چیست ؟

آدرس ایمیل شما نمایش داده نمیشود و محرمانه است