تعبیر خواب | تعبیر دیدن زندان یا زندانی شدن در خواب

تعبير خواب به روايت محمد بن سيرين

اگر كسي بيند در زندان بود و آن زندان هرگز نديده بود، دليل بر هلاك است، زيرا كه زندان مجهول گور است. اگر زندان معروف بيند، دليل بر اندوه و مضرت كند. اگر بيند در زندان بر پاي داشت، دليل كه در عملي كه باشد، دير بماند.

[divider]

تعبير خواب به روايت ابراهيم کرماني

اگر خداوند خواب مستور است و خود را در زندان معروف بيند، دليل كه بزرگي و جاه يابد. اگر مستور نباشد ازجهت شغلهاي دنيا او را غم و اندوه است. اگر بيند با مردي زندانبان با بند همي رفت، دليل كه كار بسته او گشايش يابد.

[divider]

تعبير خواب به روايت امام جعفر صادق

ديدن زندانبان درخواب، چون معروف است، خلاصي يافتن و عاقبتِ نيكو باشد. و چون مجهول بود، دليل كوري و غم و اندوه است. زندان به خواب ديدن گور وبلا است و آزمايش كردن دوستان و خرم كردنِ دشمنان. اگر بيند در زندان شد و زود بيرون آمد، دليل كه خداوند به تمامي بيابد.

[divider]

تعبير خواب به روايت منوچهر مطيعي تهراني

اگر بيرون از زندان باشيد تعبير خواب شما رهائي است از غم و اندوه و گرفتاريهاي زندگي و اگر درون زندان باشيد تعبير خلاف اين است و گرفتاري است و اشتغال از نوع کارهائي دست و پاگير و تشويش برانگيز. اگر خود را درون زندان ببينيد و ندانيد آن زندان کجا است و چه نام دارد خوب نيست و معبران چنين زنداني را به گور تعبير کرده اند. اما اگر در عالم خواب بدانيد که مثلا آن زندان در شهر شما قرار دارد يا نامش فلان است و در فلان شهر و ديار واقع شده نشان زيان و گرفتاري است از همان نوع که گفته شد. اگر در خواب ديديد که شما را تحت الحفظ به زندان مي برند از اندوه رهائي مي يابيد و از آن مهمتر وقتي است که در خواب ببينيد در زنداني را بگشايند و شما را خلاص کنند يا با دست به بيرون اشاره نمايند. اگر در خواب زنداني را ببينيد و زندان بانش را بشناسيد خوب است و ديدن چنين زندان بان بشارت نجات از غم و اندوه است. اگر بيمار هستيد شفا حاصل مي کنيد و اگر وامدار باشيد ديون خود را مي پردازيد ولي اگر زنداني ببينيد و زندان بان مجهول باشد اندوه درون زندان بودن تشديد مي شود.

loading...
***
loading...
پیشنهاد میشود بخوانید

نظر یا سوال شما چیست ؟

آدرس ایمیل شما نمایش داده نمیشود و محرمانه است

فقط یه دونه نظر
  1. نيلوفر گفته

    من خواب دیدم که در یه مکان مثل یه سالن پر از تخت بیمارستان منو زندانى کردن و نمیزارن که خارج شم. به سرم سیم وصل کردن و گفتن باید اینجا بمونى و براى موندنت باید بکارتت رو از بین ببریم!با این سیم به مغزت شوک وارد میشه و بطور عصبی بکارتت از بین میره و بعد از یه مدت ازادم کردن!