آيا با مرد يا زني كه خيانت كرده دوباره ميتوان زندگي كرد؟

چه تضمینی وجود دارد که زن یا مردی که به همسر خود خیانت کرده، مجدداً در ادامه زندگی مشترک به او خیانت نکند؟

حقیقتاً نمی دانم تا کی قرار است دخالت ها و توصیه های غیرعلمی و ناآگاهانه برخی از مردم زندگی آسیب دیده زوج های ایرانی را تهدید کند. تا کی باید در بخش حوادث روزنامه ها شاهد درج اخبار قتل و خودکشی ناشی از خیانت زوجین باشیم.

مرد جوانی که همسرش به او خیانت کرده می گوید: فلان کس به من گفت: بی غیرت! بی تعصب! من اگر جای تو بودم زنم را می کشتم. دیگری می گوید: چنین فردی دیگر برای تو همسر زندگی نخواهد شد و تا عمر داری باید دست به عصا راه بروی که مبادا او بازهم به تو خیانت کند. فرد دیگری که ادعا می کند متخصص و مشاور است نیز می گوید: تکلیف چنین مرد یا زنی روشن است، تنها راهی که باقیمانده جدایی و طلاق است.

بدیهی است که کسی که مورد بی وفایی و خیانت همسرش واقع شده ، احساس خیانت، فریب خوردگی و طرد شدگی می کند و به شدت عصبانی است. او متوجه مسائل دردناکی شده که به شدت بر روحیه اش تأثیر مخرب گذاشته است. همسر او به احساساتش توجهی نکرده و بر خلاف  عهدو پیمانی که در هنگام ازدواج بسته، به او خیانت کرده است.

مردی که برای مشاوره در خصوص خیانت زن خود مراجعه کرده بود، می گفت: “جناب مهدی آریافر ،هرگز تصور نمی کردم دوباره با همسرم ارتباطی طبیعی داشته باشم . تصور نزدیکی و ارتباط زنم با مردی غریبه نه تنها مرا را عذاب می داد، بلکه موجب عصبانیت شدیدمن نیز می شد. ”

او هر زمان به یاد آنچه همسرش کرده بود می افتاد، به شدت احساس رنجش می کرد. او می گفت: جناب آریافر واقعاً درمانده شده ام و دیگر آبرویی بین دوست و آشنا برایم نمانده است. احساس خرد شدن و حقارت می کنم. دیشب تصمیم داشتم همسرم را بکشم اما نمی دانم چرا عرضه اینکار را نداشتم.

به عنوان یک مشاور که بارها با خیانت همسران مواجه شده ام باید عرض کنم، آزردگی واکنشی طبیعی در برابر هر شخصی است که موجب ناراحتی ما می شود. در واقع دفاعی هیجانی است که این پرسش های تردیدآمیز را در ذهن فرد ایجاد می کند که از شخصی که به تو آسیب زده اجتناب کن، زیرا ممکن است او در آینده دوباره به تو آسیب بزند.

بسیاری از دوستان و نزدیکان فرد نیز مدام او را سرزنش می کنند و با تکرار آن پرسش های تردیدآمیز او را به اتخاذ تصمیم نسنجیده و غیرعقلانی ترغیب می کنند.

اما باید توجه داشته باشیم که آزردگی بیش از حد مانع اساسی احساس خشنودی در افراد است. متأسفانه بسیاری از افراد قادر به کنترل افکار و هیجانات آزاردهنده ای که در نتیجه خیانت همسرشان به سراغ آنها آمده نیستند و اگر سریعاً با یک مشاور و متخصص حرفه ای مشورت نکنند چه بسا ممکن است دست به کارهای خطرناک و پشیمان کننده ای بزنند.

تجربیات من در برخورد با مراجعینم نشان می دهد که سه موضوع به شدت ذهن مرد یا زنی که مورد خیانت همسرش واقع شده را ، آزار می دهد.

موضوع اول این است که همسرش فردی غریبه را به او ترجیح داده است. او اغلب از خود می پرسد: یعنی آن فرد غریبه از من بهتر و سرتر بوده است؟ آیا او از من خوش تیپ تر یا زیباتر است؟ آیا او شرایط مالی بهتری دارد؟ و یا …

باید به این افراد عرض کنم: ابداً چنین نیست. گفتگوهای خصوصی من با زنان و مردانی که به همسران خود خیانت کرده اند و نیز تست های شخصیت شناسی صورت گرفته بر روی آنها نشان می دهد که در ۹۴ درصد موارد، بی توجهی مرد به شناسایی و رفع نیازهای عاطفی همسرش و بی توجهی زن به تامین نیاز جنسی شوهر،  باعث شکل گیری خیانت شده است و تنها ۶ درصد نیاز مادی در این مورد نقش داشته است.

اما عامل دومی که باعث می شود تا مرد یا زنی که مورد خیانت واقع شده، به فکر جدایی و طلاق بیافتد، این است که او مدام این پرسش تردیدآمیز را با خود تکرار می کند که :

چگونه می توانم اطمینان داشته باشم که در صورت ادامه زندگی مشترک، همسرم مجدداً به من خیانت نکند؟

پاسخ این پرسش بسیار واضح است اگر شما به درستی نیازهای همسرتان را شناسایی و پاسخ صحیحی به آنها می دادید، ابداً خیانتی نیز شکل نمی گرفت. زیرا علت خیانت بی توجهی شما به خواسته های همسرتان بوده است و همین امر باعث شده تا او برای رفع نیازهایش به جنس مخالف دیگری متمایل شود که توانسته است بخوبی نیازهای او را رفع کند.

مهم نیست مشاورتان چه کسی باشد و چه راهکارهایی را برای ترمیم زندگی تان ارائه دهد ، آنچه که اهمیت دارد این است که شما سعی کنید به کمک مشاورتان ، مهارت های شناسایی نیازهای همسر و نحوه پاسخگویی به آنها را بیاموزید تا برای همیشه ریشه های شکل گیری بی وفایی و خیانت را در زندگی زناشویی تان بخشکانید.

موضوع سومی که مردان یا زنانی را که مورد خیانت همسرشان واقع شده اند، به شدت آزار می دهد این است که حتی در صورت بخشش همسر و ادامه زندگی مشترک،فراموش کردن بی وفایی و خیانت او غیرممکن است و خاطرات این بی وفایی آنها را آزار می دهد.

در پاسخ باید بگویم : یکی از قابل ملاحظه ترین تجربیات من به عنوان متخصص ترمیم و بازسازی روابط آسیب دیده از خیانت همسران این است که علی رغم چنین خاطراتی ، می توان چنین روابط تخریب شده ای را بازسازی نمود و زوجین را به ادامه زندگی مشترک بازگرداند.

در کمال تعجب اطرافیان بسیاری از مراجعینم ، پس از مشخص شدن و حل مسائل زیربنایی بین زوجین ، آنها حتی با وجود خاطرات خیانت  قادرند برای رسیدن به بهبود روابط مشترک خود تلاش کنند.

 

مهدی آریافر – مشاور و متخصص ترمیم و بازسازی زندگی زناشویی پس از خیانت

منبع:درس زندگي

پیشنهاد میشود بخوانید

نظر یا سوال شما چیست ؟

آدرس ایمیل شما نمایش داده نمیشود و محرمانه است

4 نظر
  1. ستار گفته

    باشخصی که زندگی مارادراستانه فروپاشی قرارداده .؟اون مرد که به سرم میزنه با اسلحه بکشم چکارکنم

  2. بهار گفته

    سلام میشه لطف کنید شماره دفتر اقای اریا فر و بدید حضوری مشاوره بگیرم

  3. محسن گفته

    باسلام….خسته نباشید جناب آقای آریافر…نظربنده اینه که زنی که خیانت به شوهرش کرده نبایدبه هیچ وجه بخشیده بشه چون این مساله کاملا واضحه که اشتباه رو مجددا تکرار میکنه وبه نظرمن هیچ کسی نباید به مردی که زنش بهش خیانت کرده راه نادرستی روپیش روش بزاری به نظر من باید همچین مردی روقانع بکنی که همسرش بدترین و دردناکترین عمل رومرتکب شده دیگه ازاین بدتر هم هست؟به نظرشما دیگه چیزی این وسط میمونه که مرد دلشو بهش خوش بکنه و بهش امیدوارباشه؟به نظرشما همچین مردی اگه خیانت همسرشو ببخشه دیگه زندگیش مثل زندگی سابقش میشه؟آیا این خانم خیانتکار بعدازخیانتش اون لحظه رابطه نامشروع رو از ذهنش دورمیکنه؟ آیا نظر وبدگویی و تحقیر کردن ازسوی آشناهاواطرافیان بر روی ذهن این مردتاثیر نمیزاره؟آیابه نظر شما تلاش کردن مرد برای رفع مشکلاتی که باعث خیانت کردن زنش شده نوشداروی پس ازمرگ سهراب نیست؟ مسلما سوالهای متعدد وبی نهایتی واسه این موضوع هست که اثبات کننده نظر منه…البته قصد جسارت نداشتم و توی استادبودنتون که حاصل زحمت زیادوتجربه ازسابقه کاریتون هست هیچ شکی نیست…باتشکر

  4. مهسا گفته

    سلام
    من دختری هستم که خودم بهم خیانت شده ، با اینکه هیچ چیزی برای طرفم کم نزاشتم و از نظر موقعیت اجتماعی و خیلی چیزهای دیگه شاید از طرفم سر بودم ، توجه من به طور کامل مالی جنسی احساسی عاطفی بود. ولی وقتی که بهم خیانت شد و من رابطه خودم رو برای مدتی ادامه دادم و و کم کم خیانت رو کم رنگ کردم برای خودم حتی توجهم رو بیشتر کردم و شاید هفته ای ۲ ۳ تا شاخه رز یا توجهات خیلی زیاد. بعد از یک مدتی میدونید چی شنیدم . آدم غذای خونه رو دوست داره ولی از فست فود هم نمیتونه بگذره . مطلبی رو که شما نوشتید شاید درصد کمتری درست باشه و به دلیل بی توجهی طرفین خیانت کنند. ولی آیا تنوع طلبی هم درمان داره ….. چقدر خوب میشه که خانواده ها به جای اینکه بگن پسره و هر کاری دلش خواست میتونه بکنه بگن پسرم برای کارات حد و مرز بزا ر و شخصیت خودت و خانوادت رو زیر سوال نبر ، انسانیت رو یاد بدن ، تعهد و وفاداری ، مهربانی و اینکه تو این دنیا هر کار بد یا خوبی رو که انجام بدیم با شدت بیشتری به خودمون برمیگرده.
    سپاس از توجهتون