از شوهرم بدم میاد ؛ ازش متنفرم ؛ اصلا دوسش ندارم

از شوهرم بدم میاد ؛ ازش متنفرم ؛ اصلا دوسش ندارم

از شوهرم متنفرم!!!

 

به خاطر بچه هایم 27 سال همسرم را تحمل کرده ام و حالا بعد از سر و سامان گرفتن بچه هایم از او متنفرم و می خواهم از او جدا شوم. لطفا من را راهنمایی کنید.

به خاطر رفتار شوهر از او متنفرم

سوال کاربر :

خانمی 43 ساله با تحصیلات سیکل هستم. شغلم کار دفتری است و سطح اقتصادی ام صفر است.27 سال است که به خاطر بچه هایم، با مرد بی مسئولیتی زندگی می کنم. حالا دخترم سر و سامان گرفته و پسرم بزرگ شده است. می خواهم طلاق بگیرم. نسبت به او احساس تنفر پیدا کرده ام. در ضمن چند سال است که قهر و آشتی می کنیم. لطفا راهنمایی ام کنید چه طور از او جدا شوم؟

جواب کارشناس :

خواهر گرامی! ضمن این که گروه مشاوران صفحه خانواده مشاوره نمی توانند درباره این که چگونه شما طلاق بگیرید، کمک زیادی کنند زیرا بیشتر به دنبال راهکار های اصلاح امور و حل اختلافات زناشویی و کاهش طلاق در جامعه هستند و این سوال شما بیشتر به وکلای دادگستری مربوط می شود، ولی با این حال، مطالبی را برای آگاهی شما عرض می کنم.

 

اولین راهکار طلاق نیست

توجه داشته باشید که با وجود مجاز بودن طلاق در اسلام، از آن به عنوان یک مکروه و عمل ناپسند یاد می کنند و زمانی که هیچ امیدی وجود نداشته باشد از آن استفاده می شود؛ بنابراین لازم است شما دوباره دلایل این تصمیم خود را بررسی و با افراد متعهد و فهمیده فامیل و حتی مشاوران رسمی خانواده مطرح و آن را تحلیل و بررسی کنید.

 

دلیل تداوم قهر و آشتی هایتان

این که شما 27 سال با این فرد زندگی کرده اید، هرچند با سختی و مشقت بوده باشد، دلیل مناسبی برای جدایی شما نیست؛ زیرا ممکن است در این مدت تلاش های شما برای تغییر دادن وی یا ساختن یک رابطه مناسب، درست نبوده و راهکار های شما نتیجه مطلوب را به دنبال نداشته است، بنابراین می توانید با کمک گرفتن از یک مشاور با تجربه یا مطالعه مطالب مناسب در این زمینه از هم اکنون برای مدتی به ایشان و خودتان فرصت اصلاح بدهید و راهکار های مورد نیاز برای این امر را به کار ببرید تا شاید تغییراتی هرچند کوچک ایجاد شود و شما را امیدوار کند.

 

فرزندان و نوه هایتان تا ابد به شما نیاز دارند

اگر تصور می کنید که چون دخترتان سر و سامان گرفته و پسرتان نیز بزرگ شده و نیازی به کانون خانواده یا حضور پدر و مادر خود در کنار هم ندارند، باید بگویم در اشتباه هستید و آن ها و فرزندان آن ها همچنان به این حضور و خانواده نیاز دارند و تاثیرات منفی طلاق در هر سنی منفی و مخرب است. البته زندگی کردن به خاطر فرزندان و پدر و مادر و دیگران اصلا توجیه خوبی نیست و چه بسا که شرایط مناسبی را برای رشد فرزندان فراهم نمی کند؛ بنابراین می توان گفت شما از زمانی که برای خودتان و آرامش همه اعضای خانواده زندگی نمی کنید، در حال ادامه اشتباه هستید و شاید اگر زودتر و در همان اوایل اقدامات مناسب را انجام می دادید، وضعیت بهتری داشتید و در حال حاضر شکاف بین شما و همسرتان تا این حد عمیق نمی شد.

 

به مشکلات مالی بعد از طلاق بیندیشید

با توجه به این که گفته اید وضعیت اقتصادی مناسبی ندارید، باید بدانید که مشکلات مالی یکی از مسائلی است که بعد از طلاق بسیار برای شما سخت و طاقت فرسا خواهد بود و به همین دلیل که آینده شما از نظر مالی تامین نیست با بررسی بیش تری تصمیم به جدایی بگیرید.

 

 

گردآوری : گروه سبک زندگی سیمرغ
Seemorgh.com/lifestyle
منبع : khorasannews.com

این مطلب برای شما مفید بود ؟

لطفا به نویسنده این مطلب ستاره بدید.ستاره سمت چپ بیشترین امتیاز است.

میانگین آراء / 5. تعداد:

نظر یا سوال شما چیست ؟

آدرس ایمیل شما نمایش داده نمیشود و محرمانه است

2 نظر
  1. ستایش گفته

    سلام 7 ساله ازدواج کردم شوهرم خیلی بددهنه خیلی فوش بهم میده کتکم میزنه تو یه جمع بهم بی احترامی میکنه بهم میگه عن گوه از یکسال بعد عقدم میخواستم ازش جداشم ولی همیشه به غلط کردن می افتاد که تغییر میکنم ولی بهتر که نشد هیچ بدترهم شد من تمام تلاش کردم که ازش بچه دار نشم ولی اون خیلی زرنگ تر از این حرفا بود الان یه دختر یکسال و نیمه دارم خونمو کرده تو شیشه سد دخترم داد میزنه بهش میگه گوه بچه ام بخدا روانی داره میشه نمیدونم چکار کنم بهم فوش مادر خواهر میده به من میگه هرزه به من میگه *** منو هم نمیخوری تو وسط بازار جلو همه بهم فوش میده کتکم میزنه اصلا نمیتونم باهاش حرف بزنم تو بازار برای خریدی چیزی میریم میگه اولین مغازه خرید تو کنه و گرنه جلو همه سیفون رو روت وا میکنم بخاطر خواهرش حتی منو کتک میزنه دیگه نمیدونم چکارکنم چرا خدا منو نمیبینه توروخدا بگید چکارکنم دیگه آبرویی واسم نزاشت جلو خانواده اش همش بهم بی احترامی میکنه من غریبه تو کل خانواده شون بخدا قسم غریب کشم کردن همشون رو واگذار کردم به خانم حضرت زهرا تورو خدا بهم یه راه حل نشون بدید کمکم کنید

  2. زهرا گفته

    من خیلی از شوهرم متنفرم ۱۸ ساله ازدواج کردیم بچه نداریم و خیلی بی مسئولیته دیگه صبرم ته کشیده میخوام ازش جدا شم اما کسی رو پشتم ندارم نمیدونم تو این جامعه بعد از طلاق میتونم زندگی راحتی داشته باشم شاغل هستم مشکل مالی هم ندارم فقط تنهایی منو تا الان ترسونده چون همون اوایل ازدواج به مشکل برخوردیم مشکل بچه دار نشدنمون هم از طرف شوهرمه با این حال خیلی آدم پررویی هستش