سبک زندگی : آیا ازدواج موقت در اسلام توصیه شده است؟

ازدواج موقت، یا متعه، یا صیغه، یا به هر نام دیگری که بخوانندش، یک قانون و یک حقوقی است که در شرع مقدس اسلام تشریع شده است و در وضع قانون یا بررسی یک بند حقوقی، هیچ جایی برای احساسات و به اصطلاح تحریک غیرت یا تعصب نیست، بلکه قانون صحیح باید با وحی، با عقل، با فطرت، با منافع و حقوق فردی و اجتماعی منطبق باشد. و کسانی که به این شیوه‌های ضد تبلیغی متوسل می‌شوند، چون استدلالی عقلی و علمی ندارند، به تحریک عواطف و ایجاد انحراف در اذهان مردم می‌پردازند:

«وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطانٍ مَريدٍ» (الحج، 3)

ترجمه: و از مردمان كسى است كه درباره خدا، بدون دانش، جدال مى‏كند و هر شيطان سركشى را پيروى مى‏كند.

اما در عین حال از همین راهی که گمان کرده‌اند می‌شود با آیات خدا جدل نموده و احتجاج کنند، می‌شود پاسخ‌های روشنی ارائه داد.

خوب است به جای شعارهای به اصطلاح محرک غیرت یا بهتر بگوییم تعصب مردانه، این بار حقوق زن را نیز در بررسی موضوع لحاظ نماییم:

الف – ازدواج دائم یا موقت برای دختر باکره بدون اذن پدر جایز نیست. پس موضوع ازدواج موقت فقط مربوط به زنانی می‌شود که در حال حاضر متأهل نمی‌باشند. پس برای آنان نه اجازه‌ی پدر یا برادر شرط است و نه نقشی دارد و نه اساساً به آنان مربوط است، که راضی باشند یا نباشند. بلکه مستقیماً به خود «زن» مربوط است.

ب – هیچ زنی مجبور به ازدواج دائم یا موقت نیست. پس با عقل و درایت، خودش تصمیم می‌گیرد که آیا به ازدواج موقت مرد مطلوب خود درآید یا خیر؟ و قرار نیست که زن برای ارضای غرایز طبیعی خود به دنبال رضایت پدر و برادر و دیگران برود. این یک مسئله‌ و یک حق کاملاً شخصی است.

ج – این دسته از افراد که به هنگام بحث از ازدواج موقت می‌پرسند: کدام پدر یا برادری راضی است …؟، اما به هنگام ازدواج دائم دختر باکره می‌گویند: مگر خودش انسان نیست و عقل ندارد که مصلحت خود را تشخیص دهد، پس چه نیازی به اذن پدر دارد؟! حال آن که دختر باکره، تجربه‌ی مرد و همسر را ندارد و پدر به عنوان یک مرد و یک همسر که مردشناس است، بهترین مشاور اوست. عقل و تجربه‌ی پدر در کنار احساسات و عواطف دختر قرار می‌گیرد و نتیجه‌ی منطقی و مطلوبی می‌دهد. اما در ازدواج موقت که یک «زن» می‌خواهد برای روابط شخصی خود تصمیمی بگیرد، می‌پرسند کدام پدر یا برادری راضی است؟! بدون آن که از خود بپرسند: اصلاً به آنها چه مربوط است؟

د – شهوت جنسی، یک نیاز طبیعی است و ارضای سالم و درست آن موجب رشد و کمال جسمی و روحی می‌گردد و هم چنین سرکوب یا ارضای نادرست و ناصحیح آن موجب عوارض روحی، جسمی، اخلاقی و … در فرد و جامعه می‌گردد. به قول شهید مطهری (ره): زن گندم نیست که بگوییم اضافه‌ی آن را به دریا می‌ریزیم. او هم یک انسان است، مثل هر انسان دیگری (مضمون). و دارای نیازها جسمی، روحی، روانی، فردی و اجتماعی متفاوت که باید بتواند آنها را از طریق درست پاسخ داده و رفع نماید. بدیهی است اگر ازدواج دائم برایش میسر نباشد و راه ازدواج موقت نیز مسدود باشد، هیچ راهی به جز سرکوب نیازهای ضروری که موجب بروز بیماری‌های جسمی و عقده‌های روحی و روانی می‌گردد و یا ارتکاب «زنا» که از سویی موجب خرد شدن شخصیت و به اسارت درآمدن حریّت و تسخیف جایگاه انسانی گردیده و از سوی دیگر موجب معصیت و هلاکت اخروی، پس اضلال دنیویش می‌گردد، باقی نمی‌ماند.

د- کسانی که با ازدواج موقت مخالفت می‌کنند و به اصطلاح غیرت و تعصبات پدر و برادر را تحریک می‌کنند، نه تنها هیچ مخالفتی با روابط آزاد جنسی ندارند، بلکه می‌خواهند از یک سو زن چاره‌ای جز زنا نداشته باشد و از سوی دیگر آنها مقابل هوسرانی خود کمترین تعهدی را متقبل نگردند.

آیا این دخترانی که به عنوان دوست دختر اتخاذ می‌کنند، آدم نیستند؟ دختران و خواهران نیستند؟ پدر و برادر ندارند؟! آیا این آقایان هنگامی که می‌خواهند دختر یا زنی را اغفال ‌کنند، او را به گردش و سینما و کافی‌شاپ و … برده و در نهایت به آلودگی ‌بکشانند، اول از پدر و برادرش می‌پرسند: آیا شما راضی هستید؟ آیا اجازه می‌دهید که دختر شما یا خواهر شما را اغفال کرده و مورد لذت جنسی خود قرار دهیم و سپس بدون هیچ تعهدی در مقابل وی مثل یک دستمال مصرف شده دورش بیاندازیم؟

ھ – کدام راه را می‌توان هوسرانی و سوء استفاده‌ی مردان هوسران قلمداد نمود؟ این که اگر مردی حتی اگر قصد لذت جنسی داشته باشد در مقابل زن متعهد به تعهداتی مانند ازدواج دائم باشد و زنی که با اوست را همسر قانونی و شرعی خود بداند؟ یا این که هیچ تعهدی نداشته باشد و به او به چشم یک قربانی، طعمه، جنس دوم، ابزار و فاحشه نگاه کند؟!

و – از تمامی کسانی که با ازدواج موقت مخالفند بپرسید: راه پیشنهادی شما چیست؟ آیا یک زن باید تا فرصت ازدواج دائم مجددی برایش پیش نیامده، تمامی نیازهای طبیعی خود را سرکوب کند و ریاضت بکشد و آیا اصلاً میسر است؟ و یا این که [العیاذ بالله] مرتکب زنا شود؟

مگر توجیه این قبیل افراد در قبال «زنا» این نیست که یک مسئله‌ی شخصی است و به کسی چه ربطی دارد؟ در حالی که زنا با اشاعه‌ی فحشا در جامعه، حقوق و امنیت فردی و اجتماعی همگان را به خطر می‌اندازد. چطور شده که برای ازدواج موقت یک زن می‌پرسند: کدام پدر یا برادری راضی است؟

پس یقین بدانید که مخالفت با ازدواج موقت، اگر از روی جهل و نادانی نباشد، به طور حتم و یقین برای ترویج فحشا و سوء استفاده جنسی بدون تعهد و مسئولیت از زنان است. و این همان اسارت و بردگی نوینی است که جهان غرب به نام آزادی و فمینیسم برای جامعه‌ی زنان به ارمغان آورده است.

 

 

کاربر عزیز اگر آموزش ، مطلب ، داستان ، نوشته طنز ، خبر و… دارید که تمایل دارید در سایت منتشر شود از طریق بخش ارسال مطلب میتوانید با ما همکاری کنید

نظر یا سوال شما چیست ؟

آدرس ایمیل شما نمایش داده نمیشود و محرمانه است